تبلیغات
yasinhoseini - شهید حسین علی اوغلی

نام : حسین

فامیل : علی اوغلی

فرزند : ایوب

شماره شناسنامه : 84

تاریخ تولد : 19/2/1347

محل تولد : پیرانشهر

تحصیلات : دیپلم

تاریخ شهادت : 16/7/67

محل شهادت : زیوه – برج سینا

نحوه شهادت : اصابت تیر(حزب منحله دمکرات)

آخرین سمت : سرباز وظیفه

محل دفن : ارومیه - باغ رضوان – قطعه شهداء

شهید حسین علی اوغلی اولین فرزند خانواده بود و در آن زمان به خاطر شغل پدرش که نظامی بود در پیرانشهر زندگی می کردیم که او نیز در پیرانشهر بدنیا آمد و بعدا بدلیل ناآرامی این شهر به ارومیه آمدیم . از همان کودکی بچه ای باهوش و پر جنب و جوش بود و علاقه زیادی به خواندن نماز داشت واین علاقه روز به روز شدیدتر می شد .

تحصیلات شهید : اوبه مدرسه علاقه ی زیادی داشت و تحصیلاتش در سطح دیپلم بود. او از دانشگاه قبول شده بود ولی بدلیل فعالیت گسترده ی وی در بسیج و سپاه ترک تحصیل کرد.او معتقد بود که خدمت به مملکت نیز خود بنوعی تحصیل در دانشگاه است .

به ائمه اطهار علاقه خاصی داشت ، همیشه نمازش را اول وقت می خواند. همانند همچون یک روحانی آگاه بود، طوریکه همه او راروحانی حسین خطاب می کردند . به صله ارحام و حلال و حرام بسیار معتقد بود . با همه اهل خانه صمیمی وبا لطافت و عطوفت خاصی برخود می کرد و همیشه احترام و ادب را رعایت می کرد . در کارهای خانه به خانواده کمک می کرد ، کتاب های مذهبی دکتر شریعتی و شهید بهشتی را مطالعه می کرد ، در جلسات قرآن حضور داشت.

در سن تقریبا 19 سالگی به سربازی رفت وقبل ازسربازی نیز بسیجی بود . خدمت سربازیش را هم در ارومیه گذراند . در اکثر نقاط آذربایجانغربی خدمت کرده و در سن 20 سالگی به شهادت رسید

خواب مادر شهید : در خواب دیدم که به شهادت رسیده و من بسیار ناراحت وبی قرارم که بعدها خوابم تعبیر شد ولی تا آن زمان خوابم را برای کسی تعریف نکرده بودم .

آخرین وداع : اواخر محرم بود که حال و هوای عجیبی داشت ، خیلی آشفته و بی قرار بود این را در راز و نیازهای شبانه اش نیز می دیدم ، آخرین باربه من سفارش کرد که اگر شهید شد گریه نکنم و مثل خانم زینب (س) صبور و بردبار باشم.با همه اهل خانه و دوستان خداحافظی کرد و حلالیت طلبید و رفت.این طرز رفتارش من را متوجه کردکه آخرین دیدارم با پسرم خواهد بود و با توجه به خوابی هم که دیده بودم یقین داشتم و الهام شده بود که شهید می شود .

بزرگترین آرزوی شهید : آرزویش فقط شهادت بود که حتی به دوستش هم گفته بود که ما هم توفیق پیدا می کنیم که به شهادت برسیم .

نحوه شهادت : در این مورد زیاد اطلاع ندارم فقط می دانم که ما بین زیوه و برج سینا توسط حزب منحله دمکرات در تاریخ 16/7/67 به شهادت نائل آمد . با حضور اقوام و مردم شهید پرور در ارومیه به همراه سایر شهداء تشییع شد و در ارومیه باغ رضوان – قطعه شهداء دفن گردید .

احساس خانواده معظم شهداء : افتخار می کنم و خوشحال هستم که پسرم در راه دین و خدمت به کشورش جان خود را فدا نمود و حتی چندین بار به خوابم آمد و گفت که من نمرده ام بلکه زنده و ناظر اعمال شما هستم . من و فرزندان دیگرم نیز ادامه دهنده ی راه تمام شهداء هستیم و خواهیم بود .