تبلیغات
yasinhoseini - شهید ابوالقاسم آژند هاشمی
 
 


مشخصات فردی
نام : ابوالقاسم نام خانوادگی : : آژند هاشمی
نام پدر : محمد تاریخ تولد : 01/07/1349
محل تولد : قوچان روستای ینگجه تأهل : مجرد
تحصیلات : حوزوی محل تحصیل : مدرسه علمیه محمودیه فاروج
مسؤولیت : تبلیغات نوع اعزام : بسیج
محل شهادت : تاریخ شهادت : 04/10/1365
علت شهادت : اصابت ترکش به سر محل دفن : قوچان روستای ینگجه
وصیتنامه
‏وصیت نامه شهید ابوالقاسم هاشمى آژند باسمه تعالى ‏به نام خداوندى كه نامش آرامش دلها و قلبهاست و با درود بر یار مستضعفــــان مهـــــدى موعود (عج) و نایب برحقش امام امت ابراهیم زمان و بت شكن انقلاب و با درود بر رزمندگان و با درود بر شهیدان و خــــانواده شهیدان كه فرزند و همسر خود را در راه حق مى دهند و زینب وار صبر مى كنند . جان فشانى ها به خاك پاى یارم آرزوست وه كه یك جان دادم و در دل هزارم آرزوست ‎‏بار دیگر به دست پیروان تشیع سرخ تاریخ ورقى دیگر خورد و شیعه توانست با كمال قدرت و منطق در جلو تمام مكتبهاى مادى و مرتجع غربى بایستد و همچون كوه استوار در مقابل قدرتهاى بزرگ جهانى ایستادگى نماید بار دیگر مستضعفین شوكتى دوباره یافتند كه این وعده خداوند تبارك و تعالى است : و نرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض ... ‎‏ملت ایران باید بدانند كه پس از 1400 سال ، اینك اسلام سیاستى دیگر پیدا كرده است . ملت باید پشتیبان حكومت باشند كه حكومت همان انقلاب و انقلاب همان ملت است . ما ایستاده مردن را افتخار خود مى دانیم : و الموت فى حیاتكم مقهورین خیر من الحیوه فى موتكم قاهرین ‏باید ما متحد باشیم كه تفرقه آرزوى دیرینه دشمنان ماست . به ثروت و مادیات دل نبندید كه اینها همه از بین رفتنى هستند : كل من علیها فان ‏آن كسى از مرگ مى هـــــراسد كه منزل آخــــرتش را به خــــــرابه اى بدل ساخته است و من در این جا لازم دانستم كه به جبهــــه هاى حق علیه باطل بشتابم زیرا كــــه بدنم طاقت سوختن در آتش جهنم را ندارد چون كه ما همــــه عـاشق و دلباخته سرور شهیدان امام حسین هستیم كه فرمود انى لا ارى الموت الا سعاده و الحیوه مع الظالمین الابرما بدرستى كه من مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز سلامت و تلخى و ناگوارى نمى بینم ‎ گر مرد رهى میان خون باید رفت ‏خرم آن روز كز این منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پى جانان بروم ‎‏ولى وصیتم به پدر و مــــادرم این است كه هیچ موقـــع براى من گریه نكنید ، براى حسین (ع) و براى فــــاطمه زهرا گریه كنید براى زینب سلام الله علیه گریه كنید . موقعى كه برادرش حسین در كربلا شهید شد چه كارى كرد . به خدا من خجالت مى كشم روز قیامت پیش حسین چون كه بدن حسین زیر سم اسبها تكه تكه شد . ولى وصیتم به برادران و خواهرانم این است كه رزمندگان ما حسین گونه رفتند و شهید شدند ، ما نیز باید یك روزى برویم و چه بهتر است كه در بستر نمیریم در سنگر بمیریم . بارى وصیتم به هم سن و سالانم این است كه هرگز از یاد خدا غافل نشوید و نیكى به پدر و مادرتان كنید ، زیرا خداوند در سوره لقمان فرموده است : و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا على و هن و فصاله فى عامین ان اشكرلى و لوالدیك الى المصیر ما به انسان درباره پدر و مادرش توصیه نمودیم بخصوص مادر كه بار حمل فرزند را تحمل نموده تا مدت دو سال كه طفل را از شیر باز گرفته و نخست شكر من كن و آنگاه شكر پدر و مادر همانا بازگشت همه به سوى من است لقمان -14 و در آخر وصیتم ، به همه بستگانم و خویشان عرض مى كنم كه امام را فراموش نكنند و مثل مردم كوفه نباشید و در هر لحظه امام را دعا كنید و شكر خدا را به یاد بیاورید . شهید جمهورى اسلامیم مادرم شده كفن لباس دامادیم مادرم ‎ ‏خداوندا تنها حــــاجتى كه از شمـــا دارم این است كه اول ظهور مهدى را ، دوم این كه دست منافقان و دشمنان اسلام را از سر مسلمانان و اسلام كوتاه فرما . والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته ‎
زندگینامه
زندگی نامه شهید ابوالقاسم آژند هاشمی شهید ابوالقاسم آژنده هاشمی روستا زاده ای بی آلایشی است که از نگاه پر مهر مادر و در دستان سبز پدر در روستای محروم ینگجه در اول پاییز 1349 بهار وجو را تجربه کرد. وجود در خانواده کشاورزی، مطهر به نور ایمان و سرشار از محبت مولا . کودکی و کنجکاوی های سیری ناپذیرش، دریاچه کتاب زندگی او را رقم زد. دبستان روستا، روزنه ای از نور معرفت بود که به رویش تابید و دوران تحصیل در مقطع راهنمایی بر شدت آن افزود. روستا بود و در اوج حرمان رهی فاروج شد و گوهر دل به نور علم دین، صیقل داد. حوزه علمیه فاروج که هم اولین محل تحصیلش شد و هم آخرین آبشاری از نور هدایت بود که سیمین روح او را لطافتی دو چندان بخشید. او را عشق حق در بند کشیده بود و این ها بهانه ای بهانهای بود برای روح تشنه او. این را باید از خط شکنی او فهمید. خط شکنی که هم در ظاهر خط شکنی کرد و مسئولین در این حد را در جبهه پذیرفت و هم در باطن خط شکنی کرد وقتی در شانزده سالگی در حالی که دریایی از آرزو در پیش رو داشت و فضای گسترده زمان در اختیارش بود، همه را پشت سر نهاد و هم نشین خاک میدان رزم شد. دو مرتبه به میدان رزم شتافت؛ آن جا که مردانی از جنس خداخواهی، از جنس دفاع از حریم دین و از جنس عروج مهمانش هستند. پنج ماه با شهوات جنگید، با آرزوها وقتی دست تقدیر پر کشیدنش را رقم زد، چون کبوتری سبکبال پر کشد و گذشت. شلمچه، آن جا که خون های زیادی از جوانان پاک را بر خدا جاری ساخته و او را نیز غرق در عشق به حق ساخت و سر مطهرش را در اصابت ترکش به خصم آغوش کشید. بیستم بهمن 1365 روز نمایش این صحنه عاشقاته بود. روحش شاد و یادش گرامی باد