تبلیغات
yasinhoseini - شهید محمد تقی عظیمی

قائم مقام فرمانده گردان امام محمد باتقر (ع)لشگر25 کربلا(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه
ای ابا عبدالله من آشتی هستم با کسی که با شما آشتی هست و در ستیزم با آنکه با شما بجنگد تا روز رستاخیز.
درود و سلام بی پایان بر آخرین پیام آور اسلام حضرت محمد (ص) و درود بر مهدی موعود (عج) و نائب به حق و راستینش اما امت و امت اسلامی .سلام و درود بر ارواح پاک و مطهر شهدای انقلاب اسلامی و خانواده های محترم ایشان و سلام فراوان بر شما خانواده ارجمندم و اقوام.
سلام بر دوستان عزیزم...
سلام علیکم و رحمت الله. امیدوارم حال همگی شما خوب باشد و انشاء الله برای احیای اسلام راستین سرمایه گذاری از جان بکنید.من این نامه را می نویسم برای اینکه حرفم را زده و نگرانی نداشته باشم و این نامه برای بعد از مرگم می باشد هر چند خیلی با هم صحبت کردیم ولی خواستم خودم خاطر جمع باشم.همه ما می دانیم که مرگ برای همه هست و هیچ جنبنده ای نمی تواند از چنگال مرگ فرار کند و بالاخره یک روزی او را به گورستان میسپارد. دنیا سرای گذر است نه سرای ماندن. عزیزانم منهم همانند کسانی هستم که جان خود را تسلیم پروردگار خویش کردند و عمر من نیز تا روزی بود که تیر مرگ به سراغ من آمد و تیر مرگ به طرف همه پرتاب خواهد شد .یکی امروز، دیگری فردا و همینطور تا زمانیکه همه در محشرحاضر شوند.پس از شما می خواهم در مرگ من و پس از آن خودتان را ناراحت نکرده برایم دعای خیر کنید واز خدا بخواهید که مرا بیامرزد و تحمل از دست دادن من برایتان ناگوار نباشد چرا که عده ای زیادی بودند از صدر اسلام و هستند کسانی که چندین فرزند را فدای اسلام و قرآن کردند . وقتی مصیبت مرگ من بر شما ناگوار شد به کربلا بنگرید که زینب (س) چگونه مرگ برادرش حسین (ع) را و مصائب زیادی که بر آن دو آورد بدوش خود کشید و تحمل کرد و بنگرید لحظه ای که حسین (ع) بر بدن اکبرش می گریست و یار می خواست و بیاد عاشورا بگرید و اشک بریزید.خداوند از شما راضی باشد انشاء الله.
دوست دارم سفارشاتی را که عنوان می کنم تا حد امکان اجرا شود(در مسائلی که تأکید می کنم سرپیچی نکنید در غیر اینصورت راضی نیستم) در مراسم سوم و هفتم من تشریفاتی عمل نکنید به نان و خرما قناعت کنید و اگر خواستید خرجی بدهید آن مقدار پول را نقداٌ به جبهه بفرستید و اگر برایتان امکان داشت به گردان اما حسین (ع) بدهید(چون علاقه زیادی به این گردان و افرداش دارم و با آنان انس گرفته ام و از بودن خود در گردان امام حسین (ع) لذت می برم).مسئله دیگرم بدهکاری من است به هر کسی که بدهکار هستم با حقوقی که در سپاه دارم پرداخت کنید وبنده از کسی طلبکار نیستم.در مورد مسائل خانوادگی تأکید می کنم به اینکه با هم خوب باشید و خوشرفتاری کنید و قدر همدیگر را بدانید . دوست دارم هیچ گونه اختلافی نداشته باشید به همدیگر احترام بگذارید . همسرم باید بداند که همگی رفتنی هستیم با عمویش و زن عمویش خوب و یکرنگ باشد متقابلاٌ آنان نیز همینطور . همدرد باشید چه در خوشحالیتان و چه در مصائب و راحتی ها . نگذارید مسائل به احتلافات و ... کشیده شود و مسائل ریز را از همان اول رسیدگی کنید ودر هر امری که عاقبت خوشی ندارد پیشگیری کنید . رعایت حال همدیگر را بکنید . در برخوردها منصفانه قضاوت کنید . دوست دارم یک خانواده نمونه باشید ، الگو باشید و حرکت شما درس عبرتی باشد برای دیگران . از هم دلخور نشوید از قرآن درس بگیرید . به همین سنگری که در آن نشسته و مشغول نوشتن می باشم نگرانیم بعد از مرگ فقط همین است که خدای نکرده مسئله ای پیش بیاید که مایه آبروریزی خانواده شود . من از همه شما راضی هستم و هیچگونه مشکلی ندارم شاید یک سری اختلافات ریز در میان ما بوده ولی نمی تواند در زندگی اصل باشد و اختلاف بوجود بیاورد آنچه بود گذشت . از نصیبه می خواهم که از عمویش حرف شنوی داشته باشد و عمویش نیز به درد عروسش و برادرزاده اش توجه کند و همینطور تا آخر و همه همینطور با هم خوب باشید ،مهربان باشید ،با عاطفه با هم برخورد کنید. خواهرانم با نصیبه مثل خواهری همدرد باشند . برادرانم مثل خواهر با او برخورد کنند (او را خواهر خود بدانند) به هم محبت کنید . ابراز محبت کنید . (به تنها فرزندم هاشم محبت کنید . او را در همان دوران کودکی با احکام قرآنی آشنا کنید . قرآن را به او حتماٌ بیاموزید . به او بگویید پدرش چگونه بود و چگونه این دنیا را وداع گفت ، به او دروغ نگوئید ، وعده هایی که نمیتوانید به آن عمل کنید، ندهید . حرفی بزنید که بتوانید از پسش بر آیید ، حسین (ع) را به او بشناسانید ، حسین وار تربیت شود ، خوب بزرگش کنید ، دوست دارم وقتی برای خودش مردی شد جای پدرش را پر کند ، دوست دارم یک مرد باشد . از همسرم می خواهم او را خوب تربیت کند ، به او برسد ، با ناراحتی برخورد نکند ، به هاشم محبت کند(نه زیادی) ، دوست ندارم هاشم از خانواده ام "پدر و مادر و ..." فاصله بگیرد).
تأکید می کنم به اینکه خانواده ام ، همسرم سر و کارشان را با بنیاد شهید زیاد نکنند ، در برخورد با زنان زیاده روی نکنند ، کمتر به اقداماتی که بنیاد در مورد خانواده های شهدا انجام می دهد توجه کنید . خودتان را مشغول یکسری مسائل و وسائل نکنید ، به حداقل اکتفا کنید . توقع ها زیاد نباشد ، دنبال اجناس و مسائل دیگر نباشید ، دوست دارم حتی به اموری که مربوط به شماست و مسائلی که از طرف بنیاد به شما تعلق می گیرد کمتر توجه کنید ، یا اصلاٌ توجه نکنید (این را به خواهرم زهرا نیز می گویم) خدای نکرده از مطالبم برداشت سوء نشود نظر و عقیده بنده این است ، فقط خواستم بگویم در هیچ اموری زیاده روی نکنید . با نامحرمان ننشینید ، با نامردان همقدم و هم صحبت و هم کلام نباشید ، از هر نامردی حرف نشنوید ، دلسوزی آنان را نگاه نکنید آنها مارهای سمی و آفت انقلاب ما هستند و می خواهند به هر وضعی که هست کارشان را که ضربه زدن به انقلاب است، بکنند . نسبت به کسی مغرضانه قضاوت نکنید ، ببینید خداوند چه می فرماید ، قرآن چه می گوید و اسلام و انقلاب چه را می پسندند به آن عمل کنید . به هر کسی اطمینان نکرده گول حرف های این و آن را نخورید ، در فراز و نشیب این دنیا مواظب خود باشید ، از همدیگر مواظبت کنید.
در مورد زندگی ام نیز خودتان بیشتر در جریان هستید ، دوست ندارم بعد از مرگم برایم انشاء بنویسید و دوست ندارم مسائلی را عنوان کنید که لایق آن نبودم . لغت ننویسید . از یک بنده نا آگاه عالم درست نکنید ، من کسی نبودم و نیستم که در مورد " زندگی نامه ام " لغتنامه بنویسید.در قبل از انقلاب تا شروع هیچگونه نقشی نداشتم و این از جهت نداشتن آگاهی ام نسبت به اسلام بود چرا که جامعه فساد بود و لجن ، از اسلام هیچ خبری نبود ، وقتی انقلاب شد با آگاهی کمی که داشتم خودم را لنگان لنگان به انقلاب نزدیک کرده وفق دادم . مخالفتی از انقلاب نداشتم و در مقابل فرد فعالی نیز نبودم ، خونهایی که در انقلاب برای اسلام داده شد باعث گردید که از خواب غفلت بیدار شده پا به پای جوانان پر شور حزب الله مبارزه کنم و این خون بود که این دگرگونی را در ما ایجاد کرد و ما را متوجه اسلام و قرآن کرد . از جهت اینکه دارائیم (حیات) که تنها سرمایه ام بود توسط خون هزاران جوان به من برگردانده شد وقف آنچه که صلاح و مصلحت اسلام و انقلاب بود نمودم ، وبه خون همانان قسم یاد کردم تا زمانی که توان ایستادن و رزمیدن دارم با دشمن متجاوز ( چه در داخل با افراد عیاش لابالی خدانشناس که با حرکت های ضد اسلامی و ضد اخلاقی خود به خون جوانان و انقلاب و خانواده های محترم شهدا و امت شهید پرور دهن کجی می کنند و چه در میدانهای نبرد در سراسر مرزها که برای ریشه کن کردن این انقلاب که روزی انشاء الله کاخ تمامی متجاوزین و ظالمین را سرنگون خواهد کرد این جنگ را بر ما تحمیل کردند) خواهم جنگید.
در انقلاب حرکت بخصوصی نداشتم ، آنچه که بر دوشم بود ومی توانستم انجام دادم ، کاری جزءآنچه که واجب بود نکردم . آنچه را که بر من تکلیف شده بود کردم و به جبهه آمدم ، جنگیدم، انشاء الله برای شخص یا افراد بخصوصی نبود وانشاء الله خداوند از من بپذیرد و نام مرا در لیست سربازان امام زمان(عج) به عنوان یک سرباز کوچک ثبت نماید انشاء الله و انشاءالله مرا آمرزیده از دنیا ببرد و ...
جهاد همانند احکام دیگر در زمانی معین بر افراد واجب می شود ، جهاد یکی از فروعات دین اسلام است مانند نماز ، نماز را خداوند پنج وقت معین در 24 ساعت قرار داده و واجب نموده. صبح ، ظهر و عصر ، مغرب و عشاء ، روزه را در دوازده ماه سال یکماه آنهم در ماه مبارک رمضان واجب کرده .تأکید شده به جهاد که یکی دیگر از فروع دین ماست که در چنین وقتی با دستور ولی فقیه ورهبر انقلاب که دستور فرمودند متجاوز را بیرون کنید باید برای جهاد شال همت به کمر بسته با دشمن مبارزه کنیم . سرپیچی از جهاد سرپیچی از فرمان خداوند است ، خداوند برای جهاد وقت معین و مکان مشخص نکرده است و آنهم که در بالا ذکر کردم جهاد زمان مشخص دارد منظور این که هر وقت احساس شد خطر اسلام را تهدید می کند تکلیف است برهر فرد مسلمانی که رفع خطرنماید تا از دیگری ساقط بشود . امام در مورد این جنگ فرمودند رفتن به جبهه واجب کفائی است ، و زمانی که سران سپاه و سران ارتش و ... تشخیص دادند که جبهه احتیاج به نیرو دارد جوانان باید بروند و جبهه ها را پر کنند ، در اینجا بر هر فرد مسلمانی واجب می شود که برود و جبهه را پر کند حال هر مشکلاتی می خواهد داشته باشد . مگر خداوند هیچ عذری را در بجا نیاوردن نماز می پذیرد ؟ یکی بگوید طاقت گرما را ندارم ، دیگری بگوید طاقت سرما را ندارم ، یکی بگوید پدرم در بیمارستان است و یکی بگوید مادرم مرده . یکی بگوید اگر بیایم خانواده ام گرسنه می شوند و امثال اینها نباید مانع آن شود که کسی ترک جهاد کند. تا زمانی که فرماندهان بگویند نیرو به حد کفایت در جبهه است دراینصورت از بقیه ساقط می شود. بنده هم بر حسب تکلیف به جبهه آمدم ، انقلاب اسلامی مربوط به مسلمین است و باید به هر وضعی که هست از آن دفاع کنیم و چون کوهی استوار مانع رسیدن دست شیاطین به اسلام باشیم.
باید یک مسئله را هم در خودمان وهم در دیگران جا اندازیم اینکه مبارزه و جنگ برای اسلام فقط در مرزهای کشور با شخصی مثل صدام نیست ،صدام یکی از آنهاست ونباید اینطور بگوئیم کی می شود صدام بمیرد و ما راحت بشویم ، خیر این غلط است ، ما طرف مقابلمان فقط شخص صدام نیست ، اسلام مخالف ظلم است و ما داریم با ظلم مبارزه می کنیم و همانطور که امام بزرگوارمان فرمودند جنگ ما تا زمانی است که فتنه در عالم رفع بشود اگر چه تا دنیا باقی است ظلم باشد ، کفر باشد ... باید جنگ کرد.
ما در انقلاب هستیم ،در جنگ هستیم ، دشمن می داند که فقط جنگ و درگیری در مرزها نمی تواند اسلام را در ایران نابود کند همانگونه که شاهد هستیم ، جنگ یکی از توطئه ای آمریکا بود که می خواست انقلاب را نابود کند این یکی از هزاران توطئه بود که غلط از آب در آمد و با شکست روبرو شد ، جنگی که باید به قول آنان در یک هفته بنفع آمریکا تمام می شد الان چهار سال گذشت و دشمن سخت پشیمان شد و این جنگ راهی شد که بتوانیم بیشتر و بهتر به خودمان برسیم و پس این نیست که دشمن دست از اسلام می کشد ، جریان طبس یک توطئه بود ، جریان منافقین یک توطئه بود ، جریان کردستان یک جنگ بود واین جنگ هم یکی از آنان ، دشمن برای نابودی اسلام که باید خوابش را ببیند درفکر طرح نقشه گسترده و بهتری است . دشمن ما کفر است، باطل است و به همین خاطر نمیتواند به سربازانش انگیزه بدهد وهمانطور که در طول جنگ دیدیم دشمن ما در هیچ محوری نتوانست دوام بیاورد و با اولین تکبیر نیروهای اسلام دشمن پا به فرار می گذارد . اگر در جایی چنین نبود و با شکست مواجه شدیم خدا را فراموش کرده بودیم . در مقابل ما جنگمان برای عقیده مان است و سربازان ما دارای یک انگیزه الهی هستند .کسی که داوطلب می شود بر روی مین برود این انگیزه رادارد ، این سرباز نسبت به عقیده و دین خود ایمان دارد و این ایمانش نسبت به عقیده اش هست که مرگ را می بیند بدون لغزش ، مشتاقانه بطرفش می رود و آن مرگ را برای خود تولد ، عزت ، سعادت ، و پیروزی می داند . در میان سربازان ما خداوند حکم می کند ، قرآن حکم می کند امام عزیزمان می فرمایند مبارزات ما عقیدتی است و جهاد برای عقیده شکست ناپذیر است.
دلیل اینکه دشمن نتوانست تا الان ما را شکست بدهد ایمان ارتش و سپاه و بسیج و مردم ما بوده . تحرکی که در عملیات و از خود گذشتگی که در عملیات و شور و هیجانی که جوانان ما در جنگ دارند و موقعی که پیشروی شروع می شود درگیر می شوند تیر از هر طرف به طرفشان می آید اگر دقت شود انسان خدا را در وجودشان می بیند ، فرماندهی امام زمان را می بیند ، امدادهای غیبی را می بیند ، و تا الان تجربه شد در عملیاتها و در کارهای دیگر اگر پیروز بودیم در حرکت در کارها توکل بود و ذکر خدا . من و من نبود ، زیادی نیروها نبود ، ابزارآلات جنگی نبود ، مهمات سلاح های مدرن نبود با کمترین نیرو و امکانات بچه ها بهترین و بزرگترین پیروزیها را بدست آوردند ، و تجربه شد عملیاتی که خدا را فراموش کرده بودند به سلاح ومهمات تکیه کرده بودند،به افرادزیاد چشم دوخته بودند آن عملیات با شکست مواجه شد . دلیل پیروزی عملیات بیت المقدس چه بود ، یکی از عوامل بسیار مهم عملیات بیت المقدس داشتن انگیزه صد در صد الهی نیروهای ما بود و همچنین جاهای دیگر ، وقتی حرکت برای خدا باشد خداوند یاری کننده است . مگر در قرآن نخواندیم که خداوند به پیامبر فرمودند من پنج هزار فرشته را با پرچم های مخصوص به یاری شما فرستادم. پس تا زمانی که خداوند در کارهایمان حکم کند و خدا را در نظر بگیریم و به هیچ چیز و هیچ کس تکیه نکنیم و فقط به خدا توکل کنیم پیروزیم . سلاح ایمان از مدرن ترین سلاح های شرق و غرب (ِجنگنده ها ، میگ ها ، شیمیایی و ...)برتری دارد . برد این سلاح (ایمان به خدا) تا قلب آمریکا و شوروی و ... می باشد و نامحدود است . همین است که شرق و غرب در اندیشه اند که اینها (ایرانیان) چه دارند وما نداریم ، سلاحشان چیست که چهار سال دوام آوردند؟ فهمیدند که به این نان و ماست نمی شود اسلام را شکست داد . رفتند دنبال یک راه حل اساسی شرق و غرب دست به دست هم دادند تا اسلام را نابود کنند ، آنها متوجه شدند که ما چه سلاحی داریم و مشغول درست کردن سلاحی هستند که ضد این سلاح باشد ، این سلاح را از کار بیاندازند ، نابودش کند وکم کم بیاید و براحتی انقلاب را شکست بدهد که آنوقت چه می شود . به خدا قسم که آمریکا به طاغوت هم راضی نمی شود ، مسلمانی باقی نمی گذارد ، همه را از بین می برد و آنوقت است که اسلام غریب می شود ، تنها می شود . دشمن توانست ضد این سلاح را اختراع کند ، آلوده کردن جوانان به " مواد مخدر ، فحشاء ، مهمترین مسئله منکرات ، اختلافات و ... " دشمن آمد این مسائل را طرح کرد ، جنگیدن با اینگونه مسائل خیلی مشکل بنظر می رسد مهمتر از جنگ همین مسائل هستند باید با شدت جلوی اینگونه مسائل را بگیریم ، یک عده خشک مقدسها هستند که می گویند اگر فلانی در خانه ای عمل نامشروع انجام داد نباید کاری بکنی ، دشمن آمد جوانان را به این دام گرفتار کرد ، درهر کوچه ای مراکز فحشاء باز کرد ، وقتی در خانه 10 جوان پسر و 10 جوان دختر می روند چکار می کنند ؟ چه کسی باید جواب اینها را بدهد ؟ اگر اینطور باشد که ما حرف نزنیم ، حرکت نداشته باشیم زمان طاغوت که خیلی بهتر از این بود . فحشاء ایمان را از بین می برد و نابود می کند ، بخدا قسم ما اگر مواظب نباشیم و فحشاء رشد کند جامعه به لجن کشیده می شود و ... وقتی زمینه آماده شد دشمن شروع می کند به بهره برداری و باز هم می آید و حکومت می کند و آن وقت وای بحال ماهها ، به ناموسمان تجاوز می کنند باید شاهد باشیم وحرف نزنیم ...
شما را به خون شهدا قسمتان میدهم مواظب باشید ، مواظب باشید انقلاب از دستمان نرود ، دشمن تمام کارش را ردیف کرده و در مرحله اجرا گذاشته، آگاهی تان را بیشتر کنید ، درباره اسلام بیشتر مطالعه کنید تا بتوانید بار بیشتری را ، مشکلات بیشتری را و مصیبت زیادتری را تحمل کنید در غیر اینصورت خدای ناکرده لغزش ایجاد می شود، انگیزه تان را محکم تر کنید خودتان را تقویت کنید . جوانانی که هستند و دارند جلوی فحشا را می گیرند تشویقشان کنید ، تقویتشان کنید ، گسترش بدهید کارشان را ، آنها احساسات درست و مثبتی دارند هی آنها را محکوم نکنید ، نگویید بی قانونی است که بخدا اگر اینطور باشد کلاه سرتان رفته گول می خورید و آنوقت پشیمانی سودی ندارد . این مسئله را به اختلافات ربط ندهید ، این کار منافقان است یا کسانی که نا آگاه هستند یا آن عده که مغرض می باشند ، نگوئید اینها از کی و کجا خط می گیرند . بجنبید که یک دقیقه اش حساب است ، به صراحت می گویم آن کسانی که حرکت افرادحزب الهی را بر علیه فحشاء و دیگر مسائل (ضد اسلام ، ضد اخلاق و ...) محکوم می کنند ،از کسانی هستند که اوایل انقلاب دوران سرکوبی منافقین ، حرکت حزب الله را بر علیه منافقین محکوم می کردند . همان کسانی هستند که عمویم را مرتد خواندند و عده ای نا آگاه هم از آنان پیروی می کنند ، مبارزه با مسائل فحشاء ومنکرات را جدای از تمام مسائل بدانید ، یک عده می گویند خلاف شرع است ، خلاف اسلام است ، اینها همه اش حرف است ما در انقلاب هستیم ، این را به جرأت می گویم تنها وسیله ای و قانونی و دادگاهی که می تواند در امر رفع مسائل فحشاء و موارد ضد اخلاقی و مواد مخدر کاری باشد حرکت مردمی وحزب الهی وبرخورد قاطع است که حزب الله مدت زیادی است آن را دست یک عده افراد روشن فکر و عاقل در خانه هایشان جاسازی کرده اند . خودشان که کاری نمی کنند وقتی هم اقدامی می شود، بیرون می آیند و میگویند غیر قانونی است و بچه های حزب الله تو سری هم می خورند و آن وقت دشمن سرود پیروزی می خواند و آنوقت منافقین و یک عده لابالی سینه ی شان را سپهر میکنند و در خیابانها قدم می زنند و به انقلاب و خون و شهداء دهن کجی می کنند . آن عده به اصطلاح عاقل هم با نشست و برخاستشان با آنها به آنان بها داده تقویتشان می کنند.
ای بدبختها این را بدانید منافق و آمریکا فردا به تو و امثال تو رحم نخواهد کرد ، اینقدر حزب الله را تضعیف نکنید ، شما را بخدا بس است . این انقلاب را به مفت بدست نیاوردیم ، بعد از هزار و چهارصد سال با دادن صدها هزار شهید بدست آوردیم ، آنهایی که 7 تیر را به وجود آوردند و72 نفر از بهترین یاران امام و خدمتگزاران به اسلام را از ما گرفتند چه کسانی بودند. بخدا قسم همانهایی هستند که الان شماها سر یک سفره با آنان می نشینید وهیچ وقت هم آدم بشو نیستند و نخواهند شد . مگر در طول هفت سال جنایات آنان بر شما ثابت نشد ، مگر تجربه نکردید ، رجائی و باهنر را چه کسانی از ما گرفتند ، ننگ بر ما که سر سفره منافقینی هستیم که تا دیروز آنزمان که دور و برشان پر بود چه کارها که نکردند و الان چون پر و بالشان ریخت ،سرشان را پایین آورده و می گویند ما توبه کردیم و من و تو هم خیلی زود گول حرف آنان را می خوریم و فردا وقتی پر وبالی گرفتند برای چندمین بار پرچم مخالفت با اسلام را بلند می کنند و ما را نابود می کنند . جوانان ما در جبهه ها خون می دهند شما بروید با یک عده لابالی و عیاش و شرابخوار هم سفره بشوید ای مرگ بر شما که از رو نمی روید .
خانواده ارجمندم این را به دوستانم برسانید ، بخدا قسم کف پای آنهایی را که برای در صحنه بودن و حمایت از حرکت حزب الهی برادران بیرون می آیند و برعلیه افراد عیاش و لابالی (برای خدا) اقدام می کنند را می بوسم وحاضرم جانم را فدایشان کنم ، تأکید می کنم به دوستانم فقط حرکت شماست که می تواند جلوی کارهای کثیف و ضد اسلامی را که باعث انحراف برادران ما می شود، بگیرید در غیر اینصورت به جای اینکه روز بروز انقلاب جلوتر برود قدم به قدم عقب تر می رود . چشمهایتان را خوب باز کنید و مواظب اطراف باشید که گول نخورید. برادرانم جنگ ما یک روز و دو روز نیست از زمان هابیل و قابیل جنگ بین حق و باطل بود تا الان وتا ابد خواهد بود. وظیفه ما انجام تکلیف است ،باید نهایت تلاشمان را بکنیم تا اسلام پیروز شود. انشاء الله غفلت نکنیم ، نگوییم ما سهم خودمان را آمدیم حالا نوبت دیگران است با این حرف خودمان را گول می زنیم ودشمن را خوشحال ، جنگ مال ماست و مربوط به ما مسلمانان می شود باید از حداکثر مایه گذاری کنیم. مشکلات و رسیدن به سر و وضع خانواده و ... را در رأس قرار ندهیم. جهاد اصل است. نمیگوییم به خانواده نرسید ، آنها هم حقوقی دارند که ما باید رعایت کنیم ولی اولویت را جهاد دارد . مشکلات را بر خود آسان بگیرید تا مانع جبهه آمدنتان نشود ، ما باید گوش بفرمان ولی فقیه باشیم واز امرش سرپیچی نکنیم . منتظر باشیم که هر روز امام پیام بدهد که بروید جبهه ها را پر کنید هر وقت احساس کردید که جبهه نیاز دارد بروید و سنگرها را پر کنید .مدت برایتان ملاک نباشد. نگوئید مأموریتمان اینقدر است ، خدا نگفته تا سه ماه برو و اگر تمام شد بهر وضعی که شده برگرد . اگرچه یک سال باشد و اگر لازم باشد باید بطور مداوم در جبهه بمانیم . ولی نه یک موقعی هست که می گویند آقا می توانی بروی این اشکال ندارد ولی اگر تشخیص دادند فرماندهان گفتند باشید وجودتان ضروری است ونیاز داریم سرپیچی نکنید به اسلام فکر کنید .حکم ، حکم خداست باید حکم خدا را اجرا کرد اگر چه برایمان مشکل باشد. باید تا آخرین نفس به پیش برویم و لحظه ای غفلت نکنیم ، یک لحظه غفلت یک عمر پشیمانی می آورد ، فردا باید جوابگوی شهدا باشیم . مطیع فرمان فرماندهانتان باشید.
به‌خودتان‌برسید، مشکلات روز به روز بیشتر می شود ، مسئولیت سنگین تر می شود باید تحمل کنیم. اگر چه دست تنها باشیم ادامه دادن راه شهدا فقط شعار نباشد ، جبهه هیچ گاه نباید احساس کمبود نیرو کند ، باید با سر به جبهه برویم واز جان مایه بگذاریم خودمان برای خودمان تعیین تکلیف نکنیم ، ببیینیم فرماندهان ما چه می گویند . سنگر یک نعمت است ، جبهه و جنگ یک نعمت است ، شرکت در این جهاد مقدس یک نعمت است سعادتی که هر کسی نمی تواند بیابد و در سنگر بنشیند . نگویید چون عملیات نیست جبهه رفتن فایده ای ندارد ، عملیات یک شب یا کمی بیشتر است ولی داشتن و پدافند کردن از موضعی که بدست آمده شرط است .باید خوب حفظ کنیم ، که خدای نکرده از دستمان نرود که سپس گرفتنش بسیار مشکل است ، دشمن وقتی جبهه را خالی ببیند
تقویت می شود ، منافقین خوشحال می شوند، مواظب باشید در پشت جبهه خودتان را نبازید ، همسنگر شهیدتان را یاد کنید آن زمان که با هم بودید والان در میان شما نیست . در پشت جبهه که هستید بروید هر چند وقت یکبار اعلان آمادگی کنید برای جبهه رفتن تا رفع تکلیف کنید ، بروید برای تداوم آموزش در بسیج ، نیروها را برای جبهه آماده کنید ، پایگاههای مقاومت را که نشان دهنده مشت پر جبهه های ماست خالی نگذارید ، بروید و استقبال کنیدمطالعه داشته باشید.قرآن را حتماٌ بخوانید ، انسان را مقاوم میکند،محکم میکند،ایمانش را قرص میکند،مشکلات را بر انسان آسان می گرداند،اراده اش را قوی می کند.هر چند وقت بنشینید با هم ، دور هم جمع بشوید،از یک نفری که بیشتر در جریان مسائل هست در مورد مظلومیت کشورمان و مسائل دیگر از آن سئوال کنید.بروید پیش حاج آقا زاهدی روحانیت مبارز دیگر برایتان صحبت کنند تا نفرتتان به دشمن بیشتر شود .بروید پیش حاج آقا زاهدی ، از اسلام برایتان بگوید ، از جنگ بگوید از مملکت بگوید تا احساس مسئولیت بیشتری بکنید.خودتان را درگیر یکسری مسائل نکنید،پیرو خط امام باشید و خط امام را بشناسید ، دنبالش بروید پیدا می کند.حاج آقا زاهدی نمونه ای از روحانیت مبارز و خط امام هستند که یک عده مقرض سعی دارند اینگونه روحانیت را تضعیف کنند و هر روز هی مرض میریزند که دادشان را در بیاورند، آنوقت یک ضعف بگیرند و سپر قرار بدهند و خوراک چندین ماهشان را داشته باشند.مثلاٌ یکی از بچه های حزب اشتباه می کند و یک حرف تند میزند آنها تا دو ماه حرفشان همین است.البته آنها کور خواندند ، حزب یک خط دارد آنهم خط امام و خط امام را خوب می شناسند و می دانند از چه کسی خط بگیرند یک عده افراد آگاه ضد اسلام آمدند می گویند این درست نیست .
از دوستانم میخواهم از برادران تقاضا می کنم مسائل ریز امثال تلویزیون و یخچال را با خط امام عوضی نگیرند ، روغن را با خط امام عوضی نگیرند ، اگر این طور پیش بروند خط امام را گم میکنند و پیدا کردنش برایشان بی نهایت مشکل می شود و شاید هم اصلاٌ پیدا نکنند. میدانم شما به اختلافات دامن نمی زنید ، اگر چنانچه یک عده هستند می خواهند شما را وادار به اینکار بکنند خودتان را کنار بکشید و ضعفی دست آنان ندهید. می بینید که آنها کارشان همین است بدبختها چندین ماه به این در و آن در میزنند تا یک لقمه هر چند کوچک باشد بگیرند و یکماه حتی بیشتر توی دهنشان می چرخانند و اگر هم پیدا نکردند لقمه حرام شده داخل شکمشان را بر میگردانند هی می جوند شاید خنده دار باشد که هست ولی واقعیت اینگونه افراد همین است ، مریض هستند ، دارند می ترکند نمیدانند چیکار کنند. در هر حال شما مواظب خودتان باشید وقتی زیاد شورش را در آوردند مردم خودشان متوجه می شوند که هستند ، به قول یکی از خانواده های شهدا اینها هنوز به آخرین پله نردبان نرسیدند هنوز همین وسطها مشغولند وقتی به بالای بالای بالا که رسیدند طوری میافتند که بوی گندشان همه را متوجه می سازد و بیزاری و نفرت مردم را نسبت به خود می بینند و این را یقیناٌ میدانم و با اطمینان می گویم. مردم ما پاک ِ پاک هستند و هیچوقت اسلام و انقلاب را تنها نخواهند گذاشت . آنها وقتشان را بی جهت تلف می کنند ، انشااله روزی چوبش را از دست مردم می خورند.تا زمانیکه امام هست و انشا اله بماند تا ظهور حضرت مهدی موعود (عج)،اینها نمیتوانند کاری از پیش ببرند ، ساعت به 45/2 نیمه شب رسید برادر بزرگوارم حشمت اله خوابیده، منهم نگهبان مخابرات هستم.از نوشتن خسته شدم ولی مطالب زیادی دارم در همینجا تمام میکنم انشا اله در فرصت بعدی ادامه خواهم داد. محمدتقی عظیمی