تبلیغات
yasinhoseini - شهید محمود دولتی

شهید محمود دولتی

فرمانده گروهان سوم از گردان امام حسین(ع)لشکر31مکانیزه عاشورا (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

سال 1343 ه ش  و در اوج اختناق وحاكمیت ظلمت ؛ زمانی كه امام خمینی را به جرم دفاع از اسلام و مستضعفین از ایران تبعید كرده بودند, كودكی چشم به دنیا گشود كه از اول استعداد وعلاقه به مكتب در وجود او نمایان بود ،مادر وپدر نام او را محمود گذاشتند.
او از كودكی در دامان مادری متدین وپدرش كه از روحانیون شهر بود, بزرگ شد. قبل از شروع تحصیلاتش اصول وقواعد قرآن را نزد پدرش فرا گرفت طوری كه می توانست با آن سن كم قرآن قرائت نماید .تحصیلات ابتدائی خود را در دبستان شیخ محمد خیابانی فعلی به پایان رساند. از آنجائیكه در طول تحصیلاتش دانش آموز باهوش وممتاز ی بود بارها از سوی مسئولین آن دبستان مورد تشویق و تقدیر قرار گرفت .
در سال 1356 وارد مدرسه راهنمائی پناهی شد .این دوره همزمان بود با اوج مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت ستمکار پهلوی. با وجود محدودیتها و با سن كم در صحنه ها ی مبارزه حاضر می شد و بر علیه ظلم وستم طاغوتی می شورید .علاقه زیادی به تحصیل داشت ,سوم راهنمائی را با نمرات خوب قبول شدو رشته ریاضی را برای ادامه تحصیل انتخاب كرد و در دبیرستان مطهری به تحصیل پرداخت .او علاوه بر تحصیل در كنار درسش ، به فعالیت های مذهبی هم می پرداخت.
در تشكیل پایگاه مقاومت مسجد امام زمان (عج) نقش موثری داشت .او بعد از فراغت از سنگر علم و دانش در سنگر مسجد به فعالیت می پرداخت .شبها با وجود مشكلات درسی به پاسداری از انقلاب ودستاوردهای مشغول می شد .بعد از فرمان تاریخی خمینی كبیر كه فرمود :مملكت اسلامی باید همه اش نظامی باشد ، و تشكیل ارتش بیست میلیونی ,خود را موظف دانست كه با فراگیری فنون نظامی به این ندای روحبخش امام لبیك بگوید و در پادگان تبریز به تكمیل آموزشهای رزمی خود .
سال اول دبیرستان را با نمرات خوب به پایان رساند و در كلاس دوم ثبت نام كرد. ا و با وجود علاقه زیاد به تحصیل اواسط سال تحصیلی 1359 از آنجائیكه عشق و علاقه زیاد به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت به عضویت سپاه در آمد و بعد از عضویت در سپاه دامنه فعالیتش را گسترش داد . روزها و شبها در راه خدمت به انقلاب میكوشد و هیچگاه از فعالیت خسته نمی شد . علاقه اش به امام ,مردم و انقلاب به قدری بود كه خستگی برایش مفهوم نداشت .
محمود همواره به دوستان و آشنایان می گفت: باید روش فعالیت را از امام امت پیرجماران آموخت چرا كه او با آن كهولت سنی همواره در تلاش است پس ما كه از نیروی جوانی برخوردار هستیم چرا ساكت باشیم . مدتی محافظ شهید محراب آیت ا...مدنی بود . در مدتی كه با آن شهید بزرگوار بودند از روحیه اخلاص و سرشار از معنویت اواستفاده زیادی كرد. محمود علاقه زیاد به عزاداری اباعبد الله الحسین داشت , شهید مدنی به او لقب جانثار اباعبدالله داده بود و او را با نام مستعار جانثار صدا می زد .در قسمتی از وصیتنامه اش چنین می نویسد:
"همانطور كه بارها به برادران توصیه كرده ام در مورد كلاسهای قرآن و عزاداری ها ی حسینی جدی باشید .چرا كه این اعمال است كه موجب ایجاد انقلاب ودگر گونهای فردی و اجتماعی می شود" .
محمود در پویایی هیئت های مذهبی شهر فعال بود ,او در راه فعالیت مجددهیئت قاسمیه تبریز نقش موثری داشت و با همت او ودیگر دوستانش آن هیئت كه به حالت ركورد كشیده شده بود , مجددا فعال شد.در هر فرصتی در جبهه ها حضور می یافت تا در عملیات رزمندگان اسلام شركت جوید. اولین بار به جبهه سوسنگرد رفت.در جبهه مسئولیتهای متعددی به ایشان محول می شد . در عملیات طریق القدس كه منجر به فتح بستان گردید, به عنوان فرمانده ،گروهان حضوری فعال وتاثیر گذار داشت , در این عملیات از ناحیه صورت زخمی شد و از آن موقع آثار جانبازی در صورتش نقش بست .اوبعداز بهبودی نسبی راهی جبهه های نبرد گردید .
بیشتردر جبهه های جنوب خدمت كرد. در عملیات والفجر یك پای راستش در اثر اصابت گلوله دشمن به شدت مجروح شد ,هنوز پایش كاملا بهبود نیافته بود كه شور وعشق به جهاد فی سبیل الله او را مجددا روانه جبهه ها كرد و در عملیات والفجر 3,4,5و6شركت كرد.
همرزمانش می گویند:
با رشادت وشهامت فوق العاده ای, نیروها را هدایت می کرد و ضربات شدیدی به دشمنان اسلام وارد می ساخت.
سرانجام لحظه موعود فرا رسید, رزمندگان اسلام همچون یاران اباعبدالله آماده جانفشانی شدند ؛ با آغاز عملیات بدر محمود كه فرماندهی گروهان شهید مدنی را به عهده داشت وارد عملیات شد. دو مرحله از عملیات را شجاعانه پشت سر گذاشت و بالاخره در مرحله سوم عملیات همچون مولایش سید الشهدا در كربلای شرق دجله به دیدار معشوق شتافت.
او در قسمتی از وصیتنامه اش چنین می نویسد:
" اکنون من به پیروی از خط سرخ آل محمد و علی(ع)این راه پر پیچ و خم را به رهبری امام خود می پیمایم و خوب می دانم که در این راه نقص عضو و اسارت و شهادت وجود دارد ولی من این عوامل را جلو چشم خود دیده و با چشم باز این راه را ادامه می دهم ؛باشد که با مرگ من اسلام زنده بماند ."
منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران تبریز ومصاحبه با خانواده ودوستان شهید

 



وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین و هو خیر ناصر و معین
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.
از مومنین هستند افرادی که با خدا عهد بستند وبر عهد خود ثابت قدم ماندند تا به شهادت رسیدند وبرخی دیگر نیز منتظر فیض شهدتند و عهد خود را با خدا حفظ کردند.
قرآن کریم
ضمن اظهار عبودیت به پیشگاه ربوبیّت و دعا جهت تعجیل در ظهور حضرت بقیه الله الاعظم و طول عمر رهبر عظیم الشأن انقلاب و پیروزی اسلام و مسلمین از درگاه احدیت،اینجانب محمود دولتی وصیتنامه ای بدین شرح ارائه می دارم, امیدوارم که خانواده خویش و برادران حزب اللهی و مقلّدان امام به آن جامة عمل بپوشانند.
لازم است که مقدّمتاً حضور شما معروض بدارم که اسلام و قرآن چنانچه خداوند وعده داده است تا ابد پیروز خواهد ماند و نگهدار آن خداوند می باشد که«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»و همانطوریکه می بینید از اوّل ظهور اسلام تا حال افراد و گروه هایی خواسته اند تا بر پیکر این دین ضربه بزنند ولی خود آنها محو و نابود گشته اند.
(یریدون لیطفوا نور الله بافواهم و انفسهم و الله متم نوره و لو کره المشرکون).
بنا به مثل معروف که می گوید:
چراغـی را که ایزد بر افـــروزد
هر آنکس پف کنـد ریشش بسوزد
و یکی از دلایل مهم جهت پایدار ماندن اسلام فداکاریها و جانبازی های سرداران و سربازان اسلام است که تا آخرین قطرة خون خود مقاومت کرده, عاقبت خون خویش را به پای اسلام ریختند و چنانچه اسلام بر اثر این شهید دادنها زنده مانده است و چنانچه امام حسین(ع)می فرماید:
(ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی).
اکنون من به پیروی از خط سرخ آل محمد و علی(ع)این راه پر پیچ و خم را به رهبری امام خود می پیمایم و خوب می دانم که در این راه نقص عضو و اسارت و شهادت وجود دارد ولی من این عوامل را جلو چشم خود دیده و با چشم باز این راه را ادامه می دهم ؛باشد که با مرگ من اسلام زنده بماند و چون من در زندگیم هیچ خدمتی به اسلام نکرده ام شاید مرگم برای اسلام عزیز خدمتی بنماید و نیز هدف ما پیروزی اسلام است و من از خدا می خواهم در این راه برای من هر چه را مصلحت دانست عطا بفرماید.
(اللهم وفقنا لما تحب و ترضاه).
وهر چه را که خداوند برایم صلاح دانست و رضایت داشت به آن راضی می باشم.
(الهی رضا به رضائک و تسلیماً لامرک).
بالاخره این حرفها که ذکر شد، خلاصه و بعضی از معتقدات من می باشد.
اکنون پدر و مادر و خواهران و برادران من بدانید که تنها راه رهایی و پیوستن به انبیاء و اوصیاء همین راه می باشد .پس پشتیبان ولایت فقیه باشید و نیز در این راه از هیچ چیز دریغ ننمائید و اگر شهید شدم بدانید که سعادت داشته ام .پس شکر خدا را به جا بیاورید که فرزندی که بزرگ کرده اید به حد اعلی رسیده است و هیچگاه گریه و ناله نکنید که دشمن با حرکات شما شاد خواهد شد.
امیدوارم با دیدن جسد من دست بر آسمان بر افراشته و از خدا بخواهید که قربانی شما را در راه خویش قبول بنماید. در این حال من هم شما را در روز قیامت شفاعت خواهم کرد و هیچگاه وارد بهشت نخواهم شد تا اینکه شما هم همراه من بیائید و برادرانم که حتماً آرزوهایی در مورد من داشته اید شما هم در آن حال اسلحة مرا برداشته و لباس رزم بپوشید و از خون شهیدان پاسداری کنید و با رزم خویش پیام شهداء را به جهانیان برسانید.
و خواهرانم امیدوارم که شما در این حال مثل حضرت زینب(س)باشید و بزرگترین کاری که می توانید بکنید این است که فرزندانتان را چنان پرورش دهید که وقتی بزرگ شدند رهرو شهداء و حضرت علی اکبر باشند و همچنین از همة شما می خواهم که در حق خودتان مرا حلال نمایید مخصوصاً مادر عزیزم،از تو می خواهم که شیر پاکت را بر من حلال کنید تا بیشتر مورد لطف و رحمت الهی واقع شوم.
برادران پاسدار،حزب اللهی و اهالی مسجد و پایگاه مقاومت و هیئت که شما هم واقعاً زبان گویای اسلام و بازوان و مقلّدان امام و رهرو ائمةاطهار(ع)هستید .در آن خط محکم و استوارتر باشید که حق همین راه می باشد و سعی کنید که در مقابل دشمن حالت تدافعی داشته باشید و احکام اسلام و اخلاق اسلامی را در همه حال رعایت کنید و همیشه پشتیبان روحانیّت در خط امام،قشری که رهبری جامعه انقلابی و اسلامی را تاکنون به عهده داشته و از عهدة همه گونه امتحانات الهی بر آمده اند, باشید تا با این راه دشمن نتواند هچگونه ضربه ای به دامن اسلام و امام بزرگوارمان برساند.
در آخر از خداوند منّان تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج)و طول عمر امام عزیز و پیروزی رزمندگان و نیت خالص و ایمان کامل را تؤام با عمل خواهانم و در ضمن همانطوریکه بار ها به برادران توصیه کرده ام در مورد کلاسهای قرآن و عزاداریهای حسینی جدّی باشیدکه این اعمال است که موجب ایجاد انقلاب و دگرگونیهای فردی واجتماعی گردیده است و هیچگاه دعای کمیل ونماز وحدت بخش و دشمن شکن جمعه را ترک نکنید.
امیدوارم مرا هم در این مجالس الهی از یاد نبرید و از همة شما التماس دعا دارم.
به امید پیروزی اسلام و زیارت کربلا.
اگر شهید شدم و جنازه ام رسید حتماً در وادی رحمت ,گلزار شهداء مرا دفن کنید در غیر این صورت راضی نیستم و این را هم بگویم که من راضی نیستم که زیاد مراسم و برنامه در فقدان من اجراء نمائید و آرزو دارم که گمنام باشم و در آن صورت افتخار می کنم.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته .حقیر و جان نثار اسلام.پاسدار محمود دولتی.