تبلیغات
yasinhoseini - شهید سیف الله گلزاده

قائم مقام فرمانده گردان امام محمد باقر (ع) لشكر 25 كربلا(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)


در فروردین 1338 در روستای “امامزاده عباس” درشهرستان "بابل" به دنیا آمد. پدرش علی دارای شغل آزاد بود و با همسرش شهربانو علیزاده زندگی سختی را می گذراندند. سیف اللّه اولین فرزند این خانواده بود. سه سال بیش نداشت که به همراه که به همراه خانواده به شهرستان "سوادکوه" مهاجرت کردند. تا شش سالگی خانواده اش مستأجر بودند و سپس صاحب خانه شخصی شدند. سیف اللّه در مهر ماه سال 1344 وارد دبستان شد و دوره ابتدایی را در دبستان ابتدایی شیرگاه به پایان رسانید. مادرش می گوید: «گاهی خوب درس می خواند اما بسیار پر جنب و جوش بود و به خاطر همین در کودکی دستهایش سه بار شکست.» دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی مرکزی سوادکوه در سال 1350 آغاز کرد. با پایان رساندن این دوره سه ساله در سال 1353 وارد دبیرستان شد. در طول تحصیل فراز و نشیب فراوانی داشت. مادرش می گوید: بیشتر به فکر بازی بود و در درس در حد متوسط بود. در کلاسهای بالاتر بعضاً با دبیران درگیر می شد. با دوستانش رابطه خوبی داشت و نمی گذاشت از او ناراحت شوند و در صورت بروز ناراحتی در صدد رفع آن بر می آمد. به بازی و تفریحات سالم علاقه مند بود و بیشتر به شنا و شکار درجنگل و ماهیگیری می پرداخت. به فوتبال علاقه زیادی داشت و به عمویش که پاسدار و جانبازبود و به پدر بزرگش . در کار ماهیگیری به پدرش کمک می کرد. سیف اللّه به دلیل مشکلات مالی و دوری دبیرستان از محل سکونت و نگرانی خانواده از جو بد اجتماعی آن زمان در سال سوم نظری از ادامه تحصیل دست کشید و همدوش پدر برای تأمین معاش خانواده وارد بازار کار شد. دو سال قبل از انقلاب اسلامی با مسایل سیاسی آشنا شد و در این زمینه فعالیت داشت. به قرآن علاقه زیادی داشت و به مطالعه کتابهای مذهبی می پرداخت و در مراسم مذهبی شرکت می کرد. سیف اللّه در 26 دی 1356 به خدمت سربازی فراخوانده شد و وارد گارد جاویدان شد. با اوج گیری انقلاب از پادگان گریخت و به جمع مردم پیوست و در طول نهضت اسلامی فعالیت گسترده ای داشت. بارها توسط عمال رژیم طاغوت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.او اولین کسی بود که عکس امام خمینی را در دوران انقلاب به شیرگاه آورد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اقدام به تشکیل گروه ضربت برای پاسداری از شهر کردو بعد از مدتی برای ادامه خدمت سربازی به پادگان برگشت. او یکی از محافظین آیت اللّه طالقانی بود که برای مذاکره با مردم کردستان در سال 1358با هیئتی به سنندج سفر کردند. او بعد از اتمام سربازی در بیست و ششم اسفند 1358 وارد کمیته انقلاب اسلامی شد تا 9 مرداد 1359 در کمیته انقلاب اسلامی (سابق)مشغول بود. در 10 مرداد 1359 به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سوادکوه در آمد و در واحد اطلاعات سپاه به عنوان مسئول امور روستا مشغول به کار شد. در سال 1359 به هنگام مأموریت در منطقه جنگل سوادکوه بر اثر تصادف از ناحیه کتف مجروح گردید. بعد از ورود به سپاه تصمیم به ازدواج گرفت. برای این امر با مراسمی ساده و مختصر با"خانم سکینه وزارتی" تشکیل زندگی مشترک داد. پس از مراسم عقد به اتفاق والدین و همسرش خدمت امام خمینی رسیدند. آنها مدتی را با والدین زندگی کردند ولی به خاطر موقعیت شغلی به قائمشهر نقل مکان کردند و در خانه ای استیجاری ساکن شدند. بعد از مدتی با کمک والدین، همسرش و گرفتن وام و قرض موفق شدند خانه ای برای سکونت تهیه کنند.

سیف اللّه در 15 بهمن 1360 به جانشینی فرمانده واحد اطلاعات و عملیات سپاه سوادکوه منصوب گردید و تا 13 بهمن سال 1361 این مسئولیت را به عهده داشت. او در سرکوبی گروههای ضد انقلاب منطقه تلاش گسترده و شبانه روزی داشت. در این سال اولین فرزند او به دنیا آمد که نامش را "کمیل" گذاشت. در سال 1361 توفیق تشرف به مکه مکرمه را یافت و در مکه به خاطر نصب عکس امام خمینی توسط مأموران دولت عربستان سعودی دستگیر و به مدت چهل و هشت ساعت بازداشت گردید.

سیف اللّه در 14 بهمن 1361 به عنوان مسئول اداره زندان گروهکهای ضد انقلاب منصوب گردید مدت پانزده ماه تا 18 فروردین 1363 مسئولیت اداره زندان را به عهده داشت. در این دوره بود که دومین فرزند او "زینب" به دنیا آمد. در 19 خرداد 1363 به جبهه های نبرد اعرام شد و جانشینی فرمانده گروهان اول از گردان حمزه سیدالشهدا در لشگر 25 کربلا را به عهده گرفت. بعد از سه ماه در 20 شهریور 1363 مسئولیت یکی از گروهانهای گرادن امام محمد باقر (ع) را پذیرفت و در عملیات بدر شرکت کرد. در 21 آبان 1363 به جانشینی فرمانده گردان امام محمد باقر (ع) منصوب گردید.

سیف اللّه گلزاده در منطقه عملیات والفجر 8 جزء اولین نیروهای خط شکن گردان بود که وارد شهر فاو شدند.
در ادامه عملیات والفجر 8 در 21 بهمن 1363 در حال پاکسازی منازل شهر فاو توسط یکی از افسران عراقی که در بالکن یکی از منازل موضع گرفته بود، از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. او بیش از بیست ماه در جبهه حضور داشت. در نامه سپاه قائمشهر به بنیاد شهید این شهر نحوه شهادت حاج سیف اللّه گلزاده اصابت تیر به ناحیه سر در منطقه عملیاتی والفجر 8 ذکر شده است.
پیکر شهید حاج سیف اللّه گلزاده در شیرگاه تشییع و در امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.
منبع:"فرهنگ جاودانه های تاریخ ،زندگی نامه فرماندهان شهید مازندران"نوشته ی یعقوب توکلی ،نشر شاهد،تهران-1386