تبلیغات
yasinhoseini - شهید صفر حبشی خویی (حسن)
شهید صفر حبشی خویی (حسن)

قائم مقام فرمانده تیپ اول لشکر مکانیزه 31عاشورا(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
دومین فرزند خانواده خویی، در زمستان 1340 ه ش در شهرستان خوی آذربایجان غربی متولد شد. پدرش آرایشگر بود واز این رهگذر زندگی نسبتاً خوبی داشت . تولد این كودك چون همزمان با ماه صفربود, به صفر مشهور شد.
حسن دوره ابتدایی را در دبستان شاهپور_ نواب صوفی فعلی _ ودوران راهنمایی را در مدرسه شهید سلمانزاده (فعلی) با موفقیت به پایان برد. دراین دوران با مسائل اعتقادی ،‌ قرآنی ، نهج البلاغه واحكام آشنا شد. در مراسم مذهبی واعیادمختلف كه در محله امازاده آستانه علی برپا می شد به طور فال شركت می كردد. اگر چه در محیط خانه نوجوانی آرام ومتین بود اما در مسائل اجتماعی بسیار پرخروش بود. ازسجایای آنان را ذكر كرد. پس از انجام كار ودریافت حق الزحمه آن را در راه خیروكمك بهمردم تهیدست خرج می كرد . حتی زمانی كه مادرش مقداری پول برایش پس انداز كرد، بعدها متوجه شد كه مقداری از آن پول رابه افراد بی بضاعت داده است. پس از پایان دوره راهنمایی وارد دبیرستان سنایی شهرستان خوی شد. در همان زمان با زندگی وافكار امام خمینی آشنا گردید وبا پخش اعلامیه ها ونوارهای سخنرانی امام به طور عملی وارد فعالیتهای سیاسی شد. در سال سوم متوسطه وارد دبیرستان دكتر شریعتی شهرستان خوی شد .اولین روزهای سال تحصیلی حدید با شرو تظاهرات واتصابات مردم همزمانبود كه انوندر شكل دادن بهآنهانقش بسزایی داشت.در نتیجه در رمضانهمان سال (1357 شمسی) توسط ساواك دستگیر ومورد ضرب وشتم قرار گرفت. ولی در مقابل این شكنجه ها مقاومت نشان داد ودیری نپایید كه آزاد گردید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به طور غیررسمی با سپاه پاسداران شهرستان خوی همكاری می كرد ودر كنار آن بهتحصیل خود نیز ادامه می داد. پس از اخذ دیپلم در رشته اقتصاد وارد دانشسرا شد وپس از پایان این دوره به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد. همچنین در ضمن خدمت در سپاه پاسداران انقلاب در تشكیل جهادد سازندی شهرستان خوی نیز به طوور فعال شركت داشت. با آغاز خدمت رسمی در سپاه پاسداران به فرماندهی پایسداران و پیشمرگانكرد مستقر در مرز تمرچین منصوب شد. جندی بعد مسئولیت یكی از پایگاهای مستقر درشانویه را پذیرفت. باشرو جنگ عراق علیه ایران به نوان مسئول اعزام نیروی شهرستان خوی شروع به كاركرد وچندی بعد خود نیز راهی جبهه های جنوبی كشور شد. در عملیات فتح المبین به عنوان فرمانده دسته شركتداشت وپس از آن در عملیات بیت المقدس به معاونت فرماندهی گروهان برگزیره شد. سپس لیاقتی كه از خودنشان داد به فرماندهی گردان نمونه المهدی (عج) جمعی لشكر 31عاشورا منصوب شد ودركنار شهیدعوض عاشوری معاونت گردان در عملیاتهای رمضان ومسلم بن عقیل شركت كرد. پس از اتماغم ملیاتمسلم بن عقیل به علت كسالتشدید در بیمارستان قمربنی هاشم خوی بستری شدوبعد از بهبودی نسبی با تشخیص فرماندهان قمربنی هاشم خوی ماند.دراین زمان، مسئولیت اطلاعات ناحیه خوی به عهده وی گذاشته شد. اما دوری ازجبهه را تاب نیاورد وبه سرعت عازم مناطق عملیاتی شد ودر لشكرعاشورا فرماندهی طرح وبرنامه محور عملیاتی را به عهده گرفت.
در عملیات والفجر1 معاونت تیپ یكم وفرماندهی محور عملیاتی عاشورا با اوبود. طی این عملیات گردان حر به فرماندهی شهید عوض عاشوری رشادتهای خاصی از خود نشان داد وقبل از كلیه گردانههاهای شركت كننده دراین عملیاتاز میددانهای مین موانع ایذایی وكانالهای دفاعی دشمن گذشت و به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت. اما به دنبال پاتكهای پی درپی وحجم آتش سنگین نیروهای عراقی، صفر از ناحیه قلب مجروح شد.به علت گستردگی حجم آتش دشمن خروج وی از صحنه نبرد امكان پذیرنشدوبراثرشدت خونریزی در شبانگاه بیستودوم فروردین 1362 در منطقه نوب در محور عملیاتی پاسگاه شرهانی به شهادت رسید.
مهدی امینی دربیان خاطره ای ازشهید صفر حبشی خویی تعریف كرده است:
درعملیات والفجر1 گردان ما به دلیل شهادت فرمانده ما در بلاتكلیفی قرار گرفت ودشمن نیز قوای خود را بهتدریج جمع میكرد تا ضربه آخر را واردكند.در این هنگام یكی از سرداران بزرگ اسلام كه از فرماندهان محور عملیاتی بود مسئولیت نیروهای گردان را برعهده گرفت وبا دادن روحیه به نیروها، گردان را ازكانال بیرون آورد وبه محل دیگری كه قبلاً در نقشه عملیاتی شناسایی ومطرح نشده بود هدایت كرد، تا اینكه ناگهان خود را در مقابل دشمن یافتیم وپس از یك درگیزی سخت به مواضع دشمن متجاوز یورش بردیم وباندای تكبیر سنگرهای آنان را تصرف كردیم وتپه استراتژیك143 به دست توانمند نیروهای اسلام افتاد. این فرمانده اسلام كسی جزسردارحسن(صفر)حبشی نبود.
پس ازشهادت وی ، مهدی باكری فرمانده لشكر31 عاشورا در پیامی به خانواده اش گفت:
چه كنم كه بنا به تكلیفی كه برعهده دارم به خود چنین اجازه دادم و قاصرم ازبیان ایثارگری شوق به وصال خدای متعال وجنگیدن در راه او تلاش شبانه روزی مخلصانه جهت لمس ولایت،الله اكبرگویان در میدان رزم وپرچمدار ستون لشكراسلام با جوش وخروش درزیر اتش دشمن به هرسو دویدن وهدایت نمودن رزمنده اسلام در كشتن دشمن، عبادتهای خالصانه وشبانه درمقابل مسلمین با قهاریت وخروش درمقابل دشمن اسلام وگذشتن از همه چیز ونثار خون رنگین با كمال منت و شكرگزاری.
در وصیت نامه ای كه ازآن شهید به جای مانده چنین امده است
دراین لحظات حساس كنونی كه مكتب عزیزمان مورد تجاوز ابرقدرتهای شرق و غرب قرار گرفته ، بنا به احتیاج وفرمان رهبر عظیم الشأن مان امام خمینی (ره) با آگاهی وشناخت ویقین می روم به سوی جبهه! بهسوی جهاد به سوی خدا به سوی شهادت وبه سوی سهادتو. می رویم دوباره نورحق ومولایمان حضرت ولی عصر(عج) را در جبهه ها ملاقات كنیم.می رویم دوباره شكر این نمت عظمی (جنگ) را از نزدیك به جا آوریم. حال دوباره می رویم جبهه، پای در چكمه می كنیم سینه دشمن را به مدد خداوندنشانه می رویم نه بخ خاطر كینه بلكه برای ادامه راه انبیاء وشهدا. واین صدور انقلاب اسلامی است.
پیكرسردار شهید صفرحبشی خویی درسال 1374 توسط گروههای تفحص كشف شد ودر تاریخ هجدهم بهمن 1374 تشییع ودر گلزار شهدای شهرستان خوی به خاك سپرده شد.
منبع:"فرهنگنامه جاودانه های تاریخ(زندگینامه فرماندهان شهید آذربایجان غربی)"نوشته ی یعقوب توکلی،نشر شاهد،تهران-1382


وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحیم
قد افلح من زکیهـــــــا
سلام بر رهبران توحیدی از آدم تا خاتم وازمحمد (ص) تا صاحب الزمان(عج)و سلام برنائب و وارث انبیاء و امامان ،خمینی کبیر رهبرجهانی اسلام که چون جدش علی (ع) روزها می خورشد و شبها چون امامش سجاد(ع) به دعا و نیایش خداوند مشغول است وسلام بر شهیدان گلگون کفن که بسان امام حسین (ع)غریبانه می جنگد و بسان او شهید می شوندوسلام بربرادران روحانی و طلاب مسئول ، سلام بر امت اسلامی غیور و شهید پرورده باز هم سلام بر امت الهی شده.
" ان الحیوه عقیده و جهاد"
اکنون که وصیت نامه را می نویسم همچون دفعه قبل خود را لایق کشته شدن در راه خدا نمی بینم،هنوز خیلی تا انسانیت و مومن واقعی شدن فاصله دارم و خدا را شکر می کنم که سالهای عمرم را تا فرا رسیدن یوم الله قرار دادواکنون یوم الله دیگری است که پیرو یوم الله حسین(ع) می باشد ، همان یوم اللهی که هزاروسیصدو اندی سال پیش از این حسین (ع) در میدان شهادت درآن روز، ندای هل من ناصرینصرنی راسرداد، اینک ما میگوییم حسین جان اگر در آن فضای داغ و خونین کسی به فریادت نرسیده و ندای تو را لبیک نگفت ما پیروانت در فضای گرم و خونین ایران به ندای تنهائیت لبیک می گوئیم ای پیروان حسین لبیک ، ای مهدی قائم لبیک، وارث حسین ای پیشتاز و ای رهبر لبیکه اللهم لبیک.
در این لحظات حساس کنونی که مکتب و میهن عزیزمان مورد تجاوز ابرقدرتهای شرق و غرب قرار گرفته بنا به احتیاج و فرمان رهبرعظیم الشان مان امام خمینی با آگاهی و با شناخت و با یقین میروم بسوی جبهه،بسوی جهاد،بسوی شهادت و بسوی سعادت می رویم دوباره نورحق و مولایمان حضرت ولی عصر(عج)را درجبهه ها ملاقات کنیم،می رویم دوباره شکر این نعمت عظمی (جنگ) را از نزدیک بجا آوریم.حال دوباره می رویم جبهه و پای در چکمه می کنیم و سینه دشمن را به مدد خداوند نشانه می رویم ،نه به خاطر کینه و خصم است بلکه برای ادامه راه انبیاء و شهدا ودین وصدور انقلاب اسلامی است . اما در راه مشهد مقدس خود،چند کلمه ناقابل برای امت مسلمان دارم:
*در درجه اول توفیق همگان را در راه رسیدن به اهداف نهائی اسلام عزیز از خداوند متعال خواستارم.بدانید به قول امام تکلیف ما فقط حفظ اسلام است و به خاطر اسلام بود که بر علیه طاغوت و طاغوتیان قیام کردید پس اسلام را داشته باشید.
*از وجود امام زمان غافل نباشید، همیشه ما بوجود نازنینش هر لحظه محتاجیم ،به وجودش توسل جوئید و دعایش کنید .در وجود رهبر انقلاب این دمنده روح خدایی به بشریت مرده که فرمانش مثل خون درکالبد جامعه جریان می یابد ،و به آن جان تازه می دهد،این حامی مستضعفان،این ابراهیم و موسی،بت شکن زمان و این نائب به حق امام زمان ، دقت بیشتر کنید ،راهش را با شناخت و آگاهی طی نمائید، ارجش نهید که چون تاریخ بشریت همچون رهبری را به خود ندیده ،برای این نعمت عظمی الهی شکر بیشتر بجا آورید که چون نجات انسانها واز همه بالاتر و برتر، نجات شرف از دست رفته دین خداوند را به ارمغان آورده است.
*از شایعه پراکنان که دشمنان انقلاب اسلامی هستند،دوری کنید ،ایمانتان را سست می کنند.روحانیت این سنگر آزادی و عدالت حامی مستضعفان و این سد الهی راکه امام زمان حامی آن است حمایت کنید و از هرگونه تفرقه که فقط سود آن نصیب دشمنان قسم خورده ما می شود بپرهیزید و پیرو مکتب اسلام فقاهت وخط رهبر باشید.
خدایا خدایا تورا به جان مهدی ،تا انقلاب مهدی،خمینی را نگهدار
والسلام علیکم صفر حبشی خوئی