تبلیغات
yasinhoseini - شهید محمد صادق حداد لشکری

شهید محمد صادق حداد لشکری

فرمانده گردان مهندسی رزمی جهاد سازندگی (سابق)آذربایجان شرقی

سال 1336 ه ش در شهرستان تبریز چشم بر گستره عالم خاكی گشود . مادر مهربانش او را درگهواره مهربانی و صداقت پروراند و پدر متعبدش درس ایمان و تقوا را برایش زمزمه كرد . عشق اهل بیت عصمت و طهارت ( ع) در جانش زبانه كشید و او این شعله سوزناك را در عزاداری ها فرو نشاند .
تحصیلات ابتدائی را در دبستان دهقان تبریز شروع كرد، سپس همراه پدرش برای ادامه تحصیل به تهران وسر پل ذهاب عزیمت نمود. در سال 1348 دوباره به همراه خانواده اش به تبریز بازگشت و تا سطح دیپلم طبیعی در دبیرستان لقمان به ادامه تحصیل پرداخت. پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان در اوایل سال 1356 به خدمت سربازی اعزام و در پادگان مرند مشغول به خدمت شد.
در دوران خدمت سربازی با تبعیت ازپیام امام ( ره) از محل خدمت فرار و به حركت عظیم نهضت اسلامی ملت پیوست . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره خودش را
به پادگان معرفی نمود و در فروردین 1358 برگ پایان خدمت را دریافت كرد. در همان سال در آزمون سراسری شركت نمود و از طریق بورسیه در یکی از دانشگاه های كانادا پذیرفته شد . اما به علت بحرانی بودن وضعیت كشور و شروع جنگ تحمیلی از رفتن به كانادا منصرف شد. آن هنگام كه شهید محراب آیت ا... مدنی ( ره) در دانشگاه تبریز مورد حمله افراد گروهك خلق نامسلمان قرار گرفت ایشان در كنار شهید آیت مدنی حضور داشت و به حفظ و حراست از جان او پرداخت .
چندین بار در مراسم نمازجمعه بامنافقین كوردل به منازعه پرداخت و با اعضاء آن گروهك درگیر شد. با داشتن روحیه انقلابی و مذهبی به سپاه پاسداران پیوست و در سال 1359 جهت پاكسازی كردستان و مبارزه با اشرار ضد انقلاب به شهرستان مهاباد رفت. پس از فرمان تاریخی حضرت امام برای تشكیل جهاد سازندگی به این نهاد مقدس پیوست و پس از دو ماه خدمت در تبریز به عنوان مسئول جهاد سازندگی شهرستان های خلخال و كلیبر انتخاب شد. مدتی در آن مناطق مشغول خدمت به محرومین و مستضعفین شد و در محرومیت زدایی منطقه كوشش فراوان نمود ، شب و روز با خلوص نیت و با عزمی راسخ و ایمانی استوار به حفاظت از دستاوردهای انقلاب پرداخت . سال 1363 دوباره به جبهه رفت و در محور عملیاتی گردان انصار جهاد سازندگی مسئولیت خط را به عهده گرفت و رزمندگان كفر ستیز اسلام را در این راه یاری كرد. درسال 1364 پس از بازگشت از جبهه ازدواج نمود و یكسال بعد صاحب فرزندی به نام صالح شد. دلبستگی های ظاهری هرگز نتوانست روح بلند او را به زنجیر بكشد و او استوار و محكم در جاده وصال طی طریق نمود.
همیشه زمزمه می کرد:
آن كس كه تورا شناخت جان را چه كند
فرزند و عیال و خا نمان را چه كند
به خاطر عشق به معبود ش دوباره در سال 1365 به جبهه های نبرد رهسپار شد و در منطقه عملیاتی شلمچه جانشین گردان انصار شد و تا آخرین قطره خون برای حفاظت و پاسداری از ارزشهای الهی انقلاب صادقانه خدمت كرد.
سرانجام بعد از عملیات پیروزمندانه كربلای 5 در تاریخ12/ 11/ 1365 در خط مقدم جبهه شلمچه در حالی كه در كنار رزمندگان دلیر اسلام مشغول احداث خاكریز بود مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و بعد از یك عمر ایثار و فداكاری در صحنه های دفاع مقدس به سوی خدا شتافت.
منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران تبریز ومصاحبه با خانواده ودوستان شهید



وصیت نامه
بسم الله الارحمن الرحیم
... خواهرم : امیدوارم اگر سعادت شهادت نصیبم گردید به هر وسیله ای ارادت و فروتنی و اخلاص مرا به حضور حضرت امام برسان و از طرف من دستهای آن بزرگوار را ببوس و اشك چشمهایت را به روی دستهایش بریز و برایم طلب مغفرت نما. من تمام هستی و نیستی خود را در راه حق فدا می كنم و با رغبت و شناخت كامل ، خود را آماده شهادت می نمایم و امیدوارم خداوند باریتعالی مرا به آرزوی دیرینه ام یعنی شهادت نائل گرداند و ان شاء ا... شما كماكان رهرو راه خونین حسین و یارانش باشید.
از خانواده خود خواهشمندم با صبر و تحمل همچنان د رخط امام باقی بمانند. .. محمد صادق خداد لشگری