تبلیغات
yasinhoseini - شهید حسین ناصر نعیمی

 

حسین ناصر نعیمی در سال 1335 در شهرستان ارومیه متولد شد . دوران کودکی خود را در خانواده ای مذهبی و زحمتکش سپری نمود . با علاقه و شوقی که به تعلیم و تربیت داشت ، واردمحیط دبستان شد و تحصیلات خود را با موفقیت به اتمام رسانید . پس از اخذ مدرک دیپلم در مغازه پدرش به درودگری پرداخت تا از این طریق به امرار معاش خانواده کمک نماید . سپس دو سال را نیز به انجام وظیفه مقدس سربازی پرداخت و مجدداً جهت یاری رساندن به خانواده به کمک پدر شتافت و همزمان جهت رشد فکری و معنوی خویش در جلسات قرآن و احکام مذهبی شرکت جست . او به تدریج به ظلم و ستم رژیم طاغوت پی برد و در نتیجه سعی می نمود علیه این بیداد قیام نماید . همزمان با اوج گیری مبارزات سیاسی مردم علیه شاه فاسد در راهپیمائی ها و تظاهرات شرکت فعال داشته و در پخش اعلامیه ها به طور مخفیانه بین دوستان و انقلابیون نقش مؤثری ایفا می کند . حسین پس از پیروزی انقلاب به منظور حراست و پاسداری از دستاوردهای انقلاب در پایگاههای مساجد به منظور آموزش نظامی بسیجیان مشغول فعالیت گردید . او علاقه وافری به خدمت به محرومان و روستائیان داشت و از همین رو برای نیل به اهداف خویش و شرکت در بازسازی کشور و خدمت به محرومین در سال 1362 وارد نهاد مقدس جهاد سازندگی گردید . وی ابتدا در قسمت تدارکات جهاد سازندگی استان انجام وظیفه کرد و در این مدت خدمات شایانی را ارائه نمود و به همین دلیل او را به جهاد استان منتقل نمودند و در بخش مهندسی جنگ مشغول به کار گردید و در جاده سازی جزیره مجنون سمت فرماندهی گردان مسلم ابن عقیل را عهده دار گشت و پس از آن در این سمت ، در مناطق مختلف جنگی خدمات شایانی را به ثبت رسانید . او به نیاز جبهه های جنگ به نیروهای مخلص و کارآمد واقف بود و از این رو لازم می دید با حداکثر توان و نیروی خود در جبهه ها حضور یابد . و در حراست دین و میهن اسلامی خود بکوشد . در این رابطه همسر شهید چنین می گوید : « حسین از من تعهد اخلاقی گرفته بود که اگر در مملکت ما جنگی باشد در هرکجا که نیاز باشد برود و من هم مشوق او باشم و مخالفت نکنم زیرا که هدفش از بین بردن دشمنان اسلام بود » . حسین به امور مادی علاقه ای نشان نمی داد و بیشتر به معنویات می پرداخت . در مسائل شرعی بسیار حساس بود و بر روی مسئله حجاب خیلی تأکید داشت و به فرزندان خود نصیحت می نمود فرائض دینی را فراگرفته و به کار بندند . وی در حفظ بیت المال کوشا بود و در استفاده شخصی از وسائل جهاد پرهیز می نمود . پدر شهید می گوید : « یک روز که حسین تازه از منطقه جنگی برگشته بود ، از او خواستم چند تکه چوب را با ماشین جهاد به خانه ببرد ولی حسین اظهار داشت پدر جان اگر می خواهی یک وانت کرایه می کنم و این چوبها را می برم اما با ماشین بیت المال چنین کاری نمی توانم بکنم » . هنگام غروب بعد از اتمام ساعت کاری با وجود خستگی ناشی از کارهای طاقت فرسائی که در طول روز انجام می داد ، پس از آمدن به منزل با پای پیاده یا وسایل نقلیه عمومی به همراه خانواده برای دیدار فامیل می رفت . آنچه که وی سرلوحه کار خود قرار داده بود ، خدمت به انقلاب و جبهه ها بود و سرانجام شهید نعیمی در یکی از مأموریتهای خویش جهت طراحی پل بر روی رودخانه لاوین به همراه اکیپ نقشه برداری به این منطقه می رود . هنگامی که بلدوزر در کنار رودخانه توقف می کند ، تا بررسی های لازم صورت گیرد ، به علت سستی زمین و زیاد بودن آب رودخانه ناگهان خاک زیر بلدوزر شسته می شود و حسین به همراه همسنگر دیگرش گرفتار حادثه می گردند و به درجه رفیع شهادت نائل می گردند . 

 

وصیتنامه شهید حسین ناصر نعیمی اول :

بسم الله الرحمن ارحیم

با درود به رهبر انقلاب امام خمینی (ره) و سلام به روان پاک شهدای اسلام بالاخص جهادگر شهید حاج قربانعلی محبی برادر دینی من که مرا از بیراهه ها به راه کشانید که اکنون در راهم ، راهی که اگر راست بروم همانند ایشان به خون سرخی منتهی می شود و آنگاه تولدی دیگر که همانند این دنیا که اغلب با ایشان بودم و ایشان به جای برادر بزرگ من محرم اسرارم بود ، در آن دنیا نیز افتخار برادری را به من لطف می کند . من بعد از انقلاب که با واژه شهادت آشنا شدم ، همواره از آن خوف داشتم که نکند با مرگ طبیعی از دنیا بروم و همیشه از خداوند متعال می خواستم هر چند که لیاقت نداشتم بر من منت بگذارد و من را در حین انجام وظیفه در راه اسلام به شهادت برساند ... از برادران و خواهران هم مکتب و همسنگرم می خواهم راه شهیدان را ادامه بدهند و در این راه از هیچ کوششی دریغ ننمایند و تابع و گوش به فرمان امام امت باشند و به دستوراتش که همان دستورات اسلام است عمل نمایند .