تبلیغات
yasinhoseini - برای شهدا
شنبه 21 اردیبهشت 1392

برای شهدا

   نوشته شده توسط: yasin hoseini    

تو جبهه مصاحبه می گرفتم

یهو یه خمپاره اومد و خورد کنارش و بوممم...

نگاه کردم دیدم یه ترکش بهش خورده و افتاده روی زمین

دوربین رو برداشتم و رفتم سراغش

بهش گفتم توی این لحظات آخر اگه صحبتی داری بگو

در حالی که داشت شهادتین رو زیر لب زمزمه می کرد ، گفت:

من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم:

اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه

خواهشاً اون کاغذ روی کمپوت رو جدا نکنید

بهش گفتم: بابا این چه جمله ایه؟

قراره از تلویزیون پخش بشه ها!

یه جمله بهتر بگو

  با همون لهجه ی شیرین اصفهانیش گفت گفت:

آخه نمی دونی ، تا حالا سه بار به من رب گوجه افتاده...