تبلیغات
yasinhoseini - امام خمینی: چمران با عزت و عظمت جانش را فدا کرد/ مانند چمران بمیرید

سایت ساجد- شهید دکتر مصطفی چمران که نوع روشنفکری انقلابی را در بین متفکران به نمایش گذارد و در گروه های مختلف سیاسی و فکری،‌ صاحب نظر بود،‌ گاها با ارائه تئوری های خود در خصوص منش و روش تدین و فعالیتهای سیاسی،‌ بنیان و اساس این گروه های را به چالش کشاند. در گزارش زیر به نمونه ای از اختلاف عمیق این شهید متفکر با گروه موسوم به نهضت آزادی اشاره خواهیم کرد.


*مخالفت با توطئه امیرانتظام

در طول عمر کوتاه دولت موقت به کرّات تفاوت اساسی خط مشی این دولت با تفکرات خط امام و اسلام ناب محمدی آشکار شد. طرح انحلال مجلس خبرگان، یکی از مصادیق این تفاوت بود که اعضای نهضت آزادی پس از به تصویب رسیدن اصل ولایت فقیه، به دنبال آن افتادند. در نامه ای که بعدها از دفتر کار امیرانتظام، سخنگوی دولت و عامل اصلی طراحی این طرح بدست آمد، جزئیات چگونگی طراحی توطئه انحلال مجلس خبرگان ثبت شده است که مربوط به جلسه ای است که امیرانتظام از عده ای از سیاسیون درباره این کار نظر خواهی و طلب همراهی نموده است. در بخشی از این نامه اسم دکتر چمران به عنوان یکی از افرادی که حاضر به امضاء این طرح نشده است، آمده است. (خط سازش، صفحه 199)

 

*برخلاف دولت موقت، امام را تنها نمی گذارم

اما یکی دیگر از مهمترین آزمون هایی که بازرگان و اغلب همکارانش در دولت موقت در آن مردود شدند، ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بود. البته این بار نیز در این بین، دکتر چمران بود که همچون آزمون های طول تحصیلش، بالاترین نمره را دریافت کرد.

دکتر کاویانی به عنوان رئیس دفتر دکتر چمران، در این زمینه می گوید: «ماجرا بدین ترتیب بود که بعد از سیزدهم آبان 1358 وقتی لانه جاسوسی آمریکا فتح شد، دولت موقت عکس العمل نشان داد و روز بعد جملگی اعلام استعفا کردند. خب ما در نخست وزیری مستقر بودیم و صبح روز چهاردهم آبان که در دفتر حاضر شدیم، دستور دولت موقت را دیدیم که گفته بودند همه افراد کارها را رها کنند و بروند، چون دولت استعفا داده است. دکتر آمد و ما خبر را به ایشان دادیم. دکتر گفت: "خب شما هم بساطتان را جمع کنید و بروید."

ما شروع کردیم به جمع آوری وسایلمان و دفتر، دکتر هم رفت. حدود ساعت 4یا5 عصر بود که دکتر برگشت. من رفتم گزارش جمع آوری وسایل و دفتر را به دکتر بدهم که ایشان به بنده فرمود:" عزیز، نمی خواهد ادامه بدهید."‌ من با تعجب پرسیدم: "چرا؟ همه در حال رفتن هستند."
دکتر فرمود: " نه، شما وسایلتان را جمع نکنید، برگردید سرکارتان. ما نمی رویم." پرسیدم: "موضوع چیست؟"  دکتر جواب داد: "من امام را تنها نمی گذارم." می خواهم به آن هایی که می گویند دکتر در خط نهضت آزادی بود بفهمانم که دکتر در چنین دو راهی مشخصی که می تواند به خط نهضت آزادی یا خط امام برود، با قاطعیت و صلابت نهضت آزادی را نادیده می گیرد و کنار امام می ماند و اعلام می کند من امام را تنها نمی گذارم.» (کیهان، 31/3/83، صفحه9)
جالب آن جاست که در حالی که بازرگان به شدت از تسخیر لانه جاسوسی انتقاد می کرد و حتی عاملین آنرا «دانشجویان پیرو خط شیطان» می نامید، دکتر چمران نه تنها با تسخیر لانه جاسوسی مخالفت نمی کرد، بلکه با اعزام نیرو به آن جا (آن هم بدون تظاهر و خودنمایی) سعی در دفاع از دانشجویان پیرو خط امام داشت. سردار شاه حسینی در همین زمینه می گوید: «در آن روزهایی که سفارت آمریکا تسخیر شده بود، چمران به من دستور داد همراه با پنج شش نفر مسلح، به سفارت آمریکا بروم. گفته بودند آمریکایی ها از لانه جاسوسی تیراندازی می کنند، بچه ها در خطرند. در صورتی که شما در هیچ جایی نخوانده اید که چمران نیروی مسلح به سفارت فرستاده است. اهل عمل بود.» (ماهنامه شاهد یاران، شماره37،صفحه21)

*دوست ندارم به جلسه نهضت آزادی بروم

مجموع این خاطرات بیانگر آن است که دکتر چمران نه تنها مواضع سیاسی و عملکرد دولت موقت را در بسیاری از مسائل تأیید نمی کرد، بلکه دقیقاً در جبهه مقابل آن ها به عنوان یکی از بازوهای مخلص امام می جنگید. شاید برخی این ادعا را مطرح نمایند که اختلاف دکتر با دولت موقت، صرفاً اختلافی در محدوده فعالیت های کاری بوده و دکتر چمران تا آخر حیات خویش نهضت آزادی و تفکراتشان را قبول داشت؛ اما شواهد متقنی وجود دارد که خلاف این را نیز ثابت می کند. دکتر کاویانی در این زمینه می گوید: «بنده به عنوان شاهد نزدیک ایشان اعلام می کنم که بارها ایشان را به جلسه مرکزی نهضت آزادی دعوت کردند و ایشان نرفت. بنده علت را می پرسیدم و دکتر می گفتند: "دوست ندارم بروم." روشن بود که دکتر در آن ایام گرایش به نهضت آزادی نداشت بلکه مخالف آن بود و دیدیم که در دوراهی انتخاب هم به آن ها پشت کرد...دکتر چمران جنگ با صدام را انتخاب کرد و گفت باید با او بجنگیم، در حالی که در کارنامه سیاسی نهضت آزادی گرایشات عکس این اندیشه وجود داشت و مدارا با صدام در تفکرشان بود.» (کیهان، 31/3/83، صفحه9)

 

*تجلیل امام از چمران و هشدار به نهضت آزادی

اما شاید جالبترین نقطه در این بین که روشنگر تفاوت چمران و نهضت آزادی است، نظرات امام باشد. از آنجا که امام از نزدیک با تمام مسئولین مرتبط بودند، مواضع و عملکرد آنها را مستقیماً و بی واسطه می دیدند و لذا موضع گیری ایشان درباره مسئولین می تواند ملاکی در این زمینه باشد . یک روز پس از شهادت شهید چمران و در همان روزی که بنی صدر توسط امام عزل شد (1 تیر 1360)، ایشان در یک سخنرانی عمومی راجع به درخواست وقیحانه جبهه ملی برای تظاهرات علیه قصاص مطالب مهمی فرمودند و در ضمن محکومیت شدید جبهه ملی و منافقین، آن از نهضت آزادی خواستند که دست از مخالفت با نظام بردارد و از آنان اعلام برائت کند: «این آقایانى که باز رابطه‏شان را با اسلام قطع نکرده‏اند [نهضت آزادی]، اینها به هوش بیایند و حساب خودشان را از آنهایى که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملأ عام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه هایى که چند روز پیش آن قدر جنایت کردند محکوم کنند.»

ایشان سپس با برشمردن برخی مفاسدی که اختلافات ایجاد شده از طرف گروه هایی چون نهضت آزادی می توانست برای کشور داشته باشد، به ضرورت برگشتن آنها به حول محمر اسلام اشاره نمودند و حمایت های نهضت آزادی از بنی صدرو منافقین اشاره می نمایند و با تنبه دادن آنها به سرنوشت شوم این افراد، از نهضت آزادی خواستند « بر خلاف این سیل خروشان اسلام و ملت اسلامى شنا نکنند.»

هدف اصلی از یادآوری این بخش از سخنان امام، آن جاست که امام به کسانی که ادعای رفاقت دیرینه با دکتر چمران را یدک می کشند، توصیه می کنند تا چمران را الگوی خویش قرار داده و مثل او بمیرند: «من نمى‏خواهم که شماها هم‏ به سر نوشت دیگران مبتلا بشوید. من نمى‏خواستم که آنها [منافقین] هم این سرنوشت را داشته باشند. ... مگر شماها چه قدر مى‏خواهید عمر بکنید؟ ... عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است. ... شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست؛ چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد؛ ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید.»

گذشته از این تعبیر صریح امام که بین نهضت آزادی و چمران خط قابل تأملی می کشد و صریحاً اعلام می کند نهضت آزادی مانند چمران نیست ولی باید برای رستگار شدن مانند او بشود، ایشان در پیامی که به مناسبت شهادت شهید چمران هم صادر فرمودند،  تعابیر بسیار بلندی راجع به او به کار بردند که با مقایسه ای اجمالی با آنچه درباره اعضای نهضت آزادی گفته اند، قدر هرکدام بهتر روشن می شود. امام در این پیام شهید چمران را «سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالى» و «جنگجویى پرهیزکار و معلمى متعهد» خواندند که «شهادت انسان ساز» داشته و «سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزى حق بر باطل» بوده است. حضرت امام در این پیام هم به وابسته نبودن او به دسته جات سیاسی اشاره نموده و در تجلیل از خدمات مخلصانه او فرمودند: «چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروه هاى سیاسى و عقیده به هدف بزرگ الهى، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى شروع و با آن ختم کرد. ... او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بى‏هیاهوهاى سیاسى و خودنمایی هاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى‏، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.»  
و این چنین، چمران که برای ادای تکلیف و طبق تشخیص وظیفه به نهضت آزادی پیوسته بود، با مشاهده انحرافات آن، در بند این زندان فکری نماند و هم خود را از قید تلقات گروهی آزاد کرد و هم توانست با عملکرد ولایتمدارانه خود رضایت و دعای خیر امام را کسب کند.